با اینکه هر روز تصمیم میگیرم که مطلب بذارم تو وب، ولی هیچ روزی تصمیمم عملی نمیشه
درگیر بودن و کارای زیاد و بی انگیزه شدن نسبت به مدرسه حوصله وب نویسی برام نذاشته
بگذریم
داشتم به بچه های کلاس دوم کشیدن شیر جنگل رو یاد میدادم
دیدم یکی از بچه ها بالای برگش جای موضوع به جای "شیر جنگل" نوشته "زیر زنگل"
خیلی هم لوس
این بود سوژه من بعد از این همه مدت :|
سلااااااااااام....
تصمیم کبری ......
لوس بازی نیست....خواسته یه ابتکاری از خودش بده...
چه خوب میشه شما با نقاشی ها یه طنز نمایشی درست کنین...اوقات تون هم شاد و هم حوصله میآد سر جاش...
خستگی را تو به خاطر مسپار، که افق نزدیک است و خدایی بیدار . . .
که تو را می بیند و به عشقت همه ی حادثه ها را آنچنان می چیند که به یادش باشی !
حالا من شدم شما
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+خب قبلش میان ترم ها بود.
لوس
ولی من هر روز سعی میکنم آپ کنم : ) واسه روحیه ی خودم خوبه : )
حالا بعد از مدتها اینو نوشتی که مارو بترسونی یا مارو بخندونی...؟؟؟
خب از قدیم گفتن : آهسته برو آهسته بیا ...
نه ! یه چیز دیگه بود ! الان یادم میاد...
آهاااان از قدیم گفتن : کم بخور همیشه ....
نه ! اینم نبود !
آهااااااان ! بالاخره یادم اومد :
کم گوی و گزیده گوی چون دُر ! تا زاندک تو جهان شود پُر
خواستم بگم ، برا من و دوستانت ، کیفیت مهمه نه کمیت ...
مهم تعداد نیست ، مهم چیزیه که مینویسی . پس نگران نباش . همین که هستی و مینویسی ولی خوب مینویسی عالیه ...
موفق باشی معلم عزیز و مهربون
بین این همه کامنت همین یه دونه انرژی داد بهم
خیلی هم لوس
قول دادی ها
تند تند بیا مطلب بذار
عااااشق وبلاگت شدم
سلام همکار گرامی.
مطالب وبلاگ تون جالب بود.
اگه میشه میخاستم تبادل لینک کنیم.
دانشجو معلم هستم
ایییی تنبل :چشمک
منکه اصلا نمیدونم چه جوری میکشن خخخ
لوس:|
چون قول دادی می بخشمت
بار آخرت باشه
من چرا لینک نمی باشم آیا؟
دوستم نیستی بهم سر بزن متشکرم