X
تبلیغات
رایتل

بعضی از باباهای گل ایرونی یه اخلاقی دارن که وقتی میرن دستشویی، در دستشویی رو کامل نمیبندن

من هر چقدر در مورد علت این کار تفکر و تعمق کردم به نتیجه ای نرسیدم

بابای خود من هم ازاین باباهاست

حالا اینو داشته باشین

خواهر زادم از صبح خونه ما بود

منم کلی کار داشتم و سرم شلوغ بود

این بچه هم مدام دور و بر من بود .یا وراجی میکرد یا خط و نشون میکشید یا با مشت میزد منو

نه فرصت داشتم باهاش بازی کنم نه میذاشت رو کارم تمرکز کنم

تا حدود ساعت 4 بعدازظهر که کارامو جمع و جور کردم که برم بیرون

دیدم فرصت خوبیه تو مسیری که دارم میرم دستشویی  تلافی کنم.هم بزنمش هم بهش هیجان بدم

خودمو آماده کردم و تو یه فرصت مناسب گرفتمش و سر و تهش کردم و چند تا ضربه زدم در باسنش و دوویدم تو حیاط

اونم دنبال من.صدای جیغ و دادو خنده هامون همه خونه و حیاط رو پر کرده بود

یه دمپایی رو پام کردم و اون یکی رو فقط به انگشتم بند کردم و لنگ لنگان و با سرعت و سر و صدا دوویدم تو دستشویی و درو رو خودم بستم

یهو دیدم بابام تو دستشوییه :|پونصد و خورده ای شکلک

یعنی اینقدر سر و صدا کردیم که صدای اِهِن اِهِن هم نشنیدمپونصد و خورده ای شکلک

با خجالت اومدم بیرون و با عصبانیت رفتم تو خونه

جریانو که شاکیانه واسه مامانم  تعریف کردم، تا نیم ساعت همه میخندیدن.حتی خواهرزادم و خود بابام





تاریخ : دوشنبه 11 مرداد 1395 | 20:35 | چاپ | نویسنده: معلم کوچولو | نظرات (60) (0 لایک)
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.